به نام خدا... پسری هستم در بهترین دوره زندگیم تنها...اگر که حرفی نمیزنم بخاطر خودم نیست بخاطر طرف روبروم که خورد نشه فکر نکنه منم مثل خودش بی رحمم که تنهاش بزارم...این به عاشقا میگم عشقتون دو چیز داشت تا اخرش باهاش باشید:صداقت.دوست داشتن صادقانه...
صورت تو ،
ساعت من بود رعنا …
چند پلک میزدی ،
یک لبخند ، میگذشت …
و زمان ،
توالی لبخندهای تو بود …
در انتظار برف ،
تنها نشسته و باز ،
جز خاطرات سرد ،
چیزی نمی بارد …
باران که ببارد ،
من سنگ خواهم ماند
و تو …
از خجالتِ قطره های سرگردان ،
آب خواهی شد …
جایی که صخره ها ،
سد میشوند
برای یک دریا ،
پایان ِ موج ،
سیلی آبداریست ،
به صورتِ سنگ …
غریق ،
نام انسانی بود ،
که دل به دریا زد ،
و دریا را عاشق کرد …
برچسب:
نویسنده: میکائیل